هر روز صبح، همه ما از خانههای کوچکمان بیرون میآییم و وارد خانه بزرگتری میشویم که شهر ماست. کافی است از غرب به شرق یا از جنوب به شمال تهران حرکت کنیم؛ بزرگراههایی را میبینیم که بیشتر از آنکه مسیر باشند، شبیه پارکینگهای چندکیلومتریاند.
صدها خودرو، بسیاری با صندلیهای خالی، کنار هم ایستادهاند؛ بنزین مصرف میشود، هوا آلودهتر میشود و بخشی از زمان و آرامش مردم، پیش از آنکه روز کاریشان آغاز شود، در ترافیک از بین میرود.
این مشکل تازهای نیست؛ و البته چند وجهی است. سالهاست برای کنترل آن برنامههایی اجرا شده و منصفانه نیست بگوییم هیچ کاری انجام نشده است؛ اما وقتی مسئله هر سال بزرگتر میشود، یعنی راهحلهای ما هنوز بهاندازه خود مشکل، هماهنگ، گسترده و اثرگذار نبودهاند.
شاید وقت آن رسیده باشد سؤال را تغییر دهیم. بهجای اینکه بپرسیم چگونه خودروهای بیشتری را از یک بزرگراه عبور دهیم، بپرسیم چگونه میتوانیم با همین فضای محدود، انسانهای بیشتری را سریعتر، پاکتر و محترمانهتر به مقصد برسانیم؟
شهر برای حرکت انسانها ساخته شده است، نه برای جابهجایی صندلیهای خالی.
این فقط یک مسئله ترافیکی نیست؛ مسئله #عدالت_اجتماعی و #حقوق_شهروندی است. عدالت یعنی کیفیت سفر شهروندان به کدپستی آنها وابسته نباشد. شهروندی که در جنوب، شرق یا حاشیه تهران زندگی میکند، باید به همان اندازه ساکنان مناطق برخوردار، به وسیلهای امن، پاک، منظم، فراوان و قابلاعتماد دسترسی داشته باشد.
#حمل_و_نقل_عمومی نباید آخرین انتخاب کسانی باشد که امکان خرید خودرو ندارند؛ باید آنقدر سریع، راحت، تمیز و محترمانه باشد که حتی کسی که خودروی شخصی دارد، با اختیار خودش آن را انتخاب کند.
شهروند را نمیتوان فقط با توصیه از خودرو پیاده کرد. تا زمانی که اتوبوس شلوغ، دیررس و غیرقابلپیشبینی باشد، انتخاب خودروی شخصی برای بسیاری از مردم طبیعی است. مسئولیت دوطرفه است؛ ما باید در شیوه رفتوآمدمان مسئولانهتر تصمیم بگیریم و مدیران شهر نیز باید امکان یک انتخاب بهتر را فراهم کنند.
تجربه امروز سنگاپور از همین زاویه قابلتأمل است. این شهر شبکه ریلی خود را توسعه داده، خطوط اتوبوس سریع و مستقیم ایجاد کرده و برای کنترل ترافیک، هزینه استفاده از برخی مسیرها را متناسب با زمان و میزان ازدحام تغییر میدهد. سیاست اصلی آن نیز حرکت بهسوی شهری کموابسته به خودرو و تبدیل پیادهروی، دوچرخه و حملونقل عمومی به انتخابهای اصلی سفر است.
یعنی ابتدا باید مزیت انتخاب درست را ایجاد کرد؛ بعد از مردم انتظار داشت رفتارشان را تغییر دهند.
پیشنهاد: اجرای آزمایشی «راهروی مشترک شهر» در یکی از محورهای اصلی تهران؛ مسیری که در ساعات اوج، اتوبوسهای برقی و هیبریدی پُرظرفیت، ونها و تاکسیهای اشتراکی در آن سریع و بدون توقف در ترافیک حرکت کنند.
اما راهروی مشترک فقط با خطکشی ساخته نمیشود. تعداد اتوبوسها باید آنقدر زیاد باشد که ازدحام ایجاد نشود، زمان رسیدنشان قابلپیشبینی باشد، مسیر به مترو و محلههای اطراف متصل شود و کیفیت، امنیت و احترام به مسافر در تمام مسیر، از شمال تا جنوب، یکسان بماند.
در روزهای اخیر نیز خبر آغاز فعالیت #متروباسها از مهرماه منتشر شده است. اصل این حرکت امیدوارکننده است؛ اما فعلاً آن را بهعنوان یک وعده ثبت میکنیم و منتظریم ببینیم در عمل، با چه تعداد ناوگان، در کدام مسیر و با چه کیفیتی اجرا خواهد شد و آیا میتواند در یک مسیر آزمایشی، انتخابی واقعی و قابلاعتماد در برابر خودروی شخصی باشد یا نه.
*«راهروی مشترک شهر» فقط یک خط ویژه نیست؛ تمرینی است برای اینکه یاد بگیریم در خانه بزرگمان، زمان، هوا و مسیرهای مشترک را عادلانهتر و مسولانه تر با یکدیگر تقسیم کنیم.*