با توجه به اعلام آتشبس یکطرفه از سوی ترامپ و بنبست نظامی فعلی، آمریکا برای حفظ «حکمرانی جهانی» خود که به شدت ترک خورده است، احتمالاً سه سناریوی کلیدی را دنبال میکند. از نگاه حکمرانی، آمریکا دیگر به دنبال «پیروزی مطلق نظامی» نیست، بلکه به دنبال «مدیریت بقا» در قله قدرت جهانی است:
۱. سناریوی «تلهی صلحطلبی»
در این سناریو، آمریکا با اعلام آتشبس یکطرفه، میخواهد جایگاه خود را از یک «متجاوز شکستخورده» به یک «بزرگترِ مصلحتاندیش» تغییر دهد.
– با اینهدف حکمرانی که ترامپ میخواهد هزینه «ادامه جنگ» را به گردن ایران بیندازد. اگر ایران آتشبس را نپذیرد و به حملات تلافیجوئی ادامه دهد، آمریکا از این ابزار استفاده میکند تا اجماع جهانیِ فروپاشیده را دوباره علیه ایران متحد کند.
پیامد: واشنگتن با این کار سعی میکند متحدان اروپایی (همان ۴۹ کشور) را متقاعد کند که «ما راه دیپلماسی را باز کردیم، اما ایران امنیت انرژی جهان را تهدید میکند.» این یعنی انتقال جنگ از «عرصه نظامی» به «عرصه حقوقی و بینالمللی» برای منزوی کردن دوباره ایران.
۲. سناریوی «نهادینهسازی بحران》
در این سناریو، آمریکا به این نتیجه رسیده که نمیتواند ایران را شکست دهد، پس به دنبال «مهار در وضعیت موجود» است.
ترامپ ممکن است با اعلام آتشبس، به دنبال ایجاد یک «وضعیت نه جنگ، نه صلح» باشد. در این حالت، تحریمها باقی میمانند، فشار اقتصادی حفظ میشود، اما درگیری نظامی متوقف میگردد تا بازار نفت به ثبات نسبی برسد.
البته استراتژی او یک «جنگ فرسایشیِ هوشمند» است. آمریکا با خروج از درگیری مستقیم، هزینههای نظامی خود را کاهش میدهد اما با استفاده از حکمرانی بر دلار و نهادهای مالی، اجازه نمیدهد ایران از ثمرات اقتصادی پیروزی میدانیاش بهرهمند شود. هدف این است که ایران را در یک «تعادل ضعیف» نگه دارد تا سرمایه اجتماعی به مرور زمان و در اثر فشارهای اقتصادی معیشتی، فرسوده شود.
۳. سناریوی «نظمِ موازی و خروجِ گزینشی»
آمریکا متوجه شده است که غرق شدن در باتلاق غرب آسیا، فضا را برای رشد چین و روسیه در نظام حکمرانی جهانی باز کرده است.
در واقع آتشبس یکطرفه میتواند مقدمهای برای «برونسپاری امنیت» باشد. آمریکا با این کار میخواهد نیروهای خود را برای تقابل اصلی در شرق آسیا آزاد کند.
و تاکتیک واشنگتن اینست که سعی میکند یک «ائتلاف امنیتی منطقهای» (بدون حضور مستقیم و گسترده خود) ایجاد کند تا آنها را در برابر ایران قرار دهد. در واقع آمریکا میخواهد از نقش «ژاندارم منطقه» به نقش «تأمینکننده تسلیحات و تکنولوژی» تغییر وضعیت دهد تا هم سود اقتصادی ببرد و هم هزینهی جانی و سیاسی جنگ را نپردازد.
به نظر میرسد اعلام آتشبس یکطرفه از سوی ترامپ، نه از روی «تغییر ماهیت»، بلکه یک «قمار حکمرانی» برای نجات دلار و بازار انرژی است. از نظر بنده، آمریکا در حال تغییر زمین بازی است؛ آنها فهمیدهاند که در «میدان» حریف بازدارندگی ایران نمیشوند، لذا میخواهند با ابزار «صلحطلبی ادعایی»، ایران را در یک دوراهی استراتژیک قرار دهند:
۱٫ یا پذیرش صلحی که در آن امتیازی داده نمیشود (تحقیر ملی).
۲٫ یا ادامه نبرد که هزینههای بینالمللی و رسانهای سنگینی را علیه تصویر جهانی ایران ایجاد میکند.
در واقع، آمریکا میخواهد «حکمرانی جهانی» خود را که در اثر جنگ رمضان آسیب دیده، از طریق «دیکته کردن شرایط صلح» بازسازی کند، حتی اگر در جنگ پیروز نشده باشد.