ریحانه اخلاقی- جنگ رمضان دیگر یک درگیری محدود نیست؛ به نبردی ترکیبی و موجودیتی تبدیل شده است. در این مرحله، میدان تعیینکننده فقط نظامی نیست، بلکه تابآوری جامعه، پیوستگی اقتصادی، و استقامت فکری و روانی مردم عامل اصلی بقا و پیروزی خواهد بود.
نکته مهم این است که حتی مقامات آمریکایی نیز این نبرد را در سطحی فراسیاسی و اعتقادی میبینند. وقتی وزیر خارجه آمریکا از «جنگ با امام دوازدهم» سخن میگوید، یعنی درک آنها از این رویارویی صرفاً ژئوپلیتیکی نیست، بلکه به تقابل با یک هویت و جهانبینی بازمیگردد. این یعنی جنگ برای آنها نیز موجودیتی است، نه صرفاً تاکتیکی.
آینده این نبرد به سه متغیر حیاتی وابسته است:
۱. آستانه تحمل ملتها در برابر فشارهای اقتصادی و روانی،
۲. میزان ماجراجویی محور واشنگتن-تلآویو در استفاده از ابزارهای افراطی،
۳. تابآوری نظام جهانی در برابر شوکهای انرژی و امنیتی.
در چنین شرایطی، تصمیمگیران باید خود را برای چهار مسیر محتمل آماده کنند:
– جنگ فرسایشیِ بدون پیروز،
– آتشبس دیپلماتیکِ شکننده،
– فروپاشی و عقبنشینی دشمن،
– یا بحران داخلیِ ناشی از فشار مفرط.
پذیرش توقف جنگ بدون تضمینهای راهبردی، صرفاً به معنای ادامه فشارها در لباسی تازه است. صلح پایدار تنها زمانی ممکن میشود که حق حاکمیت، امنیت متحدان منطقهای، و رفع تحریمهای ثانویه به رسمیت شناخته شود.
برای رسیدن به ثبات واقعی، باید یک پیمان امنیت جمعی منطقهای شکل گیرد؛ سازوکاری مشابه توافق تهران-ریاض با میانجیگری چین، اما گستردهتر و منسجمتر. فقط با چنین چارچوبی میتوان امید داشت که منطقه از چرخه بحران عبور کرده و مسیر همکاری و توسعه را دنبال کند.